شب، تار
شب، بيدار
شب، سرشار است.
زيباتر شبي براي مردن.
آسمان را بگو از الماس ستارگانش خنجري به من دهد.
شب، سراسر شب، يك سر
ازحماسه درياي بهانه جو
بيخواب مانده است.
درياي خالي
درياي بي نوا ...
جنگل سالخورده به سنگيني نفسي كشيد و جنبشي كرد
و مرغي كه از كرانه ماسه پوشيده پر كشيده بود
غريو كشان به تالاب تيره گون در نشست.
تالاب تاريك
سبك از خواب بر آمد
و با لالاي بي سكون درياي بيهوده
باز
به خوابي بي رؤيا فرو شد...
جنگل با ناله و حماسه بيگانه است
و زخم تر را
با لعاب سبز خزه
فرو مي پوشد.
حماسه دريا
از وحشت سكون و سكوت است.
شب تار است
شب بيمار ست
از غريو درياي وحشت زده بيدار است
شب از سايه ها و غريو دريا سر شار است،
زيبا تر شبي براي دوست داشتن.
با چشمان تو
مرا
به الماس ستاره هاي نيازي نيست،
با آسمان
بگو.
زنده ياد: احمد شاملو
طبق نوشته مورخان يوناني پول رسمي ايران (سكه داريك) دو هزار و پانصد
سال قدمت دارد. داريوش بزرگ در ديماه (ژانويه) دستور ضرب اين سكه ها را
صادر كرده بود. سكه هاي داريك (گرفته شده از نام داريوش) تا پايان دوره
هخامنشيان رايج بود و وزني تقريبا يكسان داشتند و از اين لحاظ ايران را
سرآمد ساير ملل ميدانند.
نقش تصوير شاه يا رئيس كشور بر يك طرف سكه از زمان داريوش مرسوم شد
و بسياري از كشورها نام پول ملي را از اسامي تاريخي و يا ريشه دار گرفته اند،
مثل ساماني (سامانيان) كه واحد پول تاجيكستان است. ولي نام پول ملي ما ،
ريال از اسپانياست.
چرا ما نبايد پول ملي خود را با نام باستانيش دارا يا داريك بازگردانيم؟ واقعا چرا؟
بر لب آب روان کشته لب تشنه که دیده!؟
تسلیت.
دراین خزان
خزان تباهی
دو قطره باران چه قدر زیبا بود ؟
اگر کنار یک درخت و دو بلبل
کسی نمی رنجید
کنار کوچه پر از خانه های جهنم وار
درون کوچه پسر بچه ایی نمی لرزید
درون خیابان خالی از مردم
دو پیرمرد و دو بانوی چرک صورت
برای زمستان خود نمی گریید
دو قطره باران چه قدر زیبا بود؟
...
ولی چه حیف
درون کوچه پر از روزنامه های خیس
نه سایه بان دو اشک روی گونه های خیس
دوباره این قط قطرهای لعنتی
دوباره خواب شد آرزو
بروی دانه های گیس