اگر سربزیر باشی میگن احمقه ،
اگر غمگین باشی میگن عاشقه ،
اگر مالت را با حساب خرج کنی میگن خسیسه ،
اگر دست و دل باز باشی میگن ولخرجه ،
اگر خوش لباس باشی میگن ژیگولو ،
اگر بدلباس باشی میگن شلخته ،
اگر دیر زن بگیری میگن مرد نیست ،
اگر زود زن بگیری میگن آتيشش تند ،
اگر فقیر و بی پول باشی میگن بی عرضه ،
اگر پولدار باشی میگن اهل زدوبند ،
اگر بی قید باشی میگن لات آسمان جل ،
اگر بخندی میگن همیشه نیشش باز ،
اگر اخم کنی میگن عبوس و بداخلاق ،
اگر خوش سر و زبان باشی میگن چاخان ،
اگر ...
تدبیر در چهار رابطه است:
رابطه با خدا
رابطه انسان با خودش
رابطه با همنوعان
رابطه با محیط و طبیعت
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه ش قد یه دنیا میشه
می ره یه گوشه ی پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه...
«... اما
اعجاز ما همين است:
ما عشق را به مدرسه برديم
در امتداد راهرويي كوتاه
در آن كتابخانهي كوچك
تا باز اين كتاب قديمي را
كه از كتابخانه امانت گرفتهايم
يعني همين كتاب اشارات را
با هم يكي دو لحظه بخوانيم
ما بي صدا مطالعه ميكرديم
اما كتاب را كه ورق ميزديم
تنها
گاهي به هم نگاهي
ناگاه
انگشتهاي «هيس»
ما را
از هر طرف نشانه گرفتند
انگار
غوغاي چشمهاي من و تو
سكوت را
در آن كتابخانه رعايت نكرده بود!»
زنده یاد قیصر امین پور