۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ است که به سال ۱۲۵۸ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و ۱۴ اسفند ۱۳۴۵
فوت شد. دولت مصدق با براندازی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ساقط شد و خود او پس از سه سال زندان
تا پایان عمر به حالت تبعید در روستای احمد آباد ساوجبلاغ تحت نظر به سر برد. وی پیش از
نخست وزیری سالها نماینده مجلس بود و همچنین بعنوان استاندار و وزیر هم فعالیت نموده
بود. او در دانشگاه تهران نیز حقوق تدریس می کرد.
دکتر مصدق به آزادی٬ دموکراسی ٬واستقلال ملی اعتقاد ویژه داشت و عمر خود را وقف مبارزه
برا ی تحقق آنها کرده بود. از نظر دکتر مصدق آزادی بیان٬ آزادی اجتماعات٬ آزادی تاسیس حزب
و اتحادیه و انجمن ٬ آزادی تعیین محل سکونت و داشتن امنیت در آن٬ آزادی تحصیل ٬ آزادی
انتخاب شغل مشروع ٬ و روش زندگی شرافتمندانه از حقوق اساسی بشر هستند که باید
لاینفک از انسان باشند. دکتر مصدق بارها گفته بود آزادی ها به هم ارتباط دارند و اگر یک مورد
آزادی سلب شود٬ موارد دیگر هم متزلزل شده و از میان خواهند رفت یا کمرنگ خواهند شد.
یادش گرامی باد
لحظه ای می رسد که جهان منطقی٬ آشنا و پذیرفتنی در هم می شکند
و شاهد ویرانی گریز ناپذیر ارزش هایی می شوی که همواره آنها را
درست پنداشته ای٬ لحظه ای که بی عدالتی٬ خشونت٬ فاصله ها و
دریک کلام "سویه غیر انسانی مناسبات اجتماعی" بر تو آشکار می شود.
سنگ ٬ پس از رها کردن
حرف ٬ پس از گفتن
موقعیت ٬ پس از پایان یافتن
و زمان ٬ پس از گذشتن
خلیج فارس ، همیشه فارس خواهد ماند
شکست قادر به از پا در آوردن شما نخواهد بود، مگر اینکه تسلیم شوید. وقتی شکست
را تجربه میکنید، خواهید توانست ضعفهایتان را در معرض دید خود قرار دهید و برای
برخورد با آنها در آینده یک نظام مصونیت آور ایجاد نمایید.
هنگامیکه امور به آرامی جریان داشته باشند، هیچگاه به قدرت خود پی نخواهید برد.
زمانیکه ناچار گردید با بدبختی همسازی کنید، آنگاه بر آستانه پی بردن به توانائی هایی
قرار خواهید گرفت که بر وجود آنها وقوف نداشته اید.
ریچارد نیکسون
نخستين روز ارديبهشت كه با بزرگداشت سعدي در تقويم ثبت است، با سالمرگ شاعر معاصر «سهراب سپهري» نيز همراه است.
سهراب سپهري پانزدهم مهرماه 1307 در كاشان متولد شد و چند ماهي پيش از كودتاي 28 مرداد، در خردادماه 1332 دوره نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا را به پايان رسانيد؛ علاقه به شعر و نقاشي در سهراب به موازات هم رشد كرد، چنان كه پا به پاي مجموعه شعرهايي كه از او به چاپ ميرسيد، نمايشگاههاي نقاشي او هم در گوشه و كنار تهران برپا ميشد و او گاهي در كنار اين نمايشگاهها شب شعري هم ترتيب ميداد؛ تلفيق شعر و نقاشي در پرتو روح انزوايي و متمايل به گونهاي عرفان قرن بيستمي، هم به شعر او رقت احساس و نازكبيني هنرمندانهاي ميبخشيد و هم نقاشي او را به نوعي صميميت شاعرانه نزديك ميكرد.
تخيل آزاد، سوررئاليسم خفيف، جستوجوي روابط متعارف اشياء و مفاهيم آميخته با خيالپردازي، از مشخصههاي آشكار شعر سپهري است. همين ويژگيهاست كه در نظر برخي وي را به تمايلات سبك هندي و قابليت مقايسه با بيدل دهلوي، شاعر عارف و خيالپرداز سده دوازدهم هند نزديك كرده است.
سفرهاي سهراب به غرب و شرق عالم و ديدار از رم، آتن، پاريس و قاهره، تاج محل و توكيو براي او بيشتر سلوك روحي و معنوي و سير در انفس به حساب ميآمد تا گشت و گذار و جهان ديدگي و سير در آفاق.
پيشتر از آن كه به هند و ژاپن سفر كند با فكر و انديشه بودايي و سلامت عارفانه پيشينيان آشنايي داشت، اين سفر آشنايي و علاقه او را ژرفتر كرد و در مجموع به هنر او سيرتي عارفانه و پارسايانه بخشيد.
سفر به ژاپن را كه به قصد آموختن حكاكي روي چوب آغاز كرده بود، به او چيزهايي ديگر نيز آموخت؛ اين كه شعرهاي سهراب سپهري را گاهي در حال و هواي هايكو يافتهاند، اين كه سپهري به داشتههاي خود خرسند و به شهر و ديار و طبيعت رهاي اطراف شهر خود كاشان پاي بند است، هر چند اندك ميتواند نتيجه تاثير اين گونه سفرها باشد، چنان كه توجه او به طبيعت هم در نقاشي و هم در شعر نيز از اين تاثير بلكي دور نمانده است.
او چشم به طبيعت داشت و از پيرامونيان خود، كه شايد تنها اندكي از آنان از صداقت و صميميت انساني بالايي برخوردار بودند، پرهيز ميكرد: به سراغ من اگر ميآييد/ نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد/ چيني نازك تنهايي من.
علاقه سهراب به هنر و مكتبهاي فلسفي شرق دور، معروف است. اين علاقه را وي با آگاهي توام كرده بود. او به مطالعه در فلسفه و اديان بسيار علاقمند بود.
سهراب ابتدا در دهه 1330 به عنوان نقاشي نوپرداز به شهرت رسيد، كار شعر را هم از همان ايام آغاز كرده بود. نخستين مجموعه شعر او «مرگ رنگ» در سال 1330 به چاپ رسيد. «زندگي خوابها» را در سال 1332 و «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» هر دو را به سال 1340 عرضه كرد. در اين مجموعههاي نخستين او، گهگاه طنين صداي نيما يوشيج به گوش ميرسيد؛ اما مجموعههاي بعدي؛ يعني «صداي پاي آب»، «مسافر» و به ويژه «حجم سبز» كه در سال 1346 انتشار يافت، هيچ صدايي جز صداي آشناي خود او نيست؛ هر چند برخي در واپسين شعرهاي سپهري رنگي از زبان انديشه فروغ را ديده و در نتيجه از پارهاي جهات شهرت آن دو را قابل مقايسه دانستهاند.
شعر سهراب در ابتدا با انكار و انتقاد مواجه شد. شاعران و منتقدان ملتزم پيش از انقلاب، شعر و شيوه شاعري او را نكوهيدند و او را منفينگر، بيمسئوليت و رويگردان از جامعه و مردم معرفي كردند. اما سهراب بيتوجه به اين نكوهشها و جار و جنجالها به كار خود ادامه داد و سر به شعر و نقاشي خود فرود آورد.
او به قضاوت ديگران كاري نداشت. گويي ميدانست روزي فرا خواهد رسيد كه شعرش قبول عام پيدا ميكند. از اين رو آرام و بيسر و صدا سر به كار خويش داشت و آنچه را كه به اشراق و ادراك هنري دريافته بود. به پرده رنگ و به واژهاي به نرمي آب و لطافت آبي آسمانها تسليم ميكرد، برترين ويژگي شعر سهراب غناي آن از نظر جوهر شعري است، چيزي كه در آثار كمتر شاعري به اين زلالي ميتوان يافت.
سپهري روز اول ارديبهشت ماه 1359 در اثر ابتلاي به بيماري سرطان خون درگذشت. با آن كه شعر وي حاوي فضيلتهاي گمشده انساني بود در زمان حياتش مقبوليت عام پيدا نكرد، اما بعد از انقلاب و به ويژه از دهه 1360 به بعد گروهي از شاعران و منتقدان به شعر وي روي آوردند و بر شعرش نقد و تفسير نوشتند.